بعد از مدت ها....

خرید بک لینک
دیروز آخرین امتحانم دادمو تموم شد بعدش رفتم پیش فاطمه و جلوی موهاشو باقتم دیشب تولدش بود با این که اولین بارم که جلوی موهای کسیو میبافتم اما خوب شد به صورتش میومد بعدشم وسیله هامو جمع کردمو مهران اومد دنبالم اومدیم خونه ش دو قسمت آخر فصبل 5 ومپایر هم دیدیم دیمن مرد! برای شام هم ی املت درست کردم که بی مزه شد خوبه که مهران بد غذا نیستو بهم ایراد نمیگیره وگرنه کلی تو دلم میموند برای امتحان فرداش چند بعد از مدت ها.......

ما را در سایت بعد از مدت ها.... دنبال می‌کنید

برچسب: امتحانا, نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 9:35

یکشنبه بعد اینکه مهران هم امتحانش تموم شد ناهار رفتیم عطاویچ بعدش منو رسود خونه و وسیله هارو جمع کردمو خودش رفت بسیج تا نامه بگیره برای کارای سربازیش ساعت 4 هم هر کدوممون راه افتادیم به سمت خونه هامون من با اتوبوس اونم با ماشینش رسیدم خونه 8 شده بود کلی حرف داشتیم با مامانو خواهری فرداییش هم خاله پری شدم با درد فراوون تا شب امروز هم کلی وسیله جمع کردیم با مامان برا رفتنم قراره از جمعه برم سر کار بعد از مدت ها.......

ما را در سایت بعد از مدت ها.... دنبال می‌کنید

برچسب: برگشتیم,هامون, نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 9:35

پنج شنبه وسیله هامو جمع کردمو برگشتم شهر دانشگامیکی از فروشگاه هایی که فرم پر کرده بودم گفت از اول بهمن برم سرکاربرای همین برگشتمدیروز اولین روز کاریم بودوقتی برگشتم خونه همه ی پاهام گز گز میکردولی روز جالبی بودبهشون گفتم تا مرداد میتونم بمونم نهایتابرای همین مسئولش گفت باید بررسی کنیم ببینیم میتونیم قبول کنیم یانهبرا همین قرار شد امروز بهم زنگ بزنن و خبر بدن که هنوز خبری نشدهالبته فکر میکنم چون ش بعد از مدت ها.......

ما را در سایت بعد از مدت ها.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 9:35

تا ساعت 4:30 منتظرمودندم دیدم خبری نیست آخه قرار بود برای کار بهم زنگ بزنن خودم زنگ زدم بهشون که تکلیفمو بدونم و گفتم که منو نمیخوان چون میخوان تا شهریور من اونجا باشم و من فقط تا مرداد میتونم برم سر کار به نظرم که ی بهونه بود فقط وگرنه اون ی ماه به جایی بر نمیخورد 5 ساعت در روز و 500 تومن گرفتن برای من که ی کار نیمه وقت میخواستم مناسب بود اما خب نشد! به قول نگین حتما قسمت نبود غروبش رفتم بیرون ک بعد از مدت ها.......

ما را در سایت بعد از مدت ها.... دنبال می‌کنید

برچسب: دنبال, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 9:35

3 شنبه مامان زنگ زد که میخوایم مبل و فرش بخریم قرار شد فرداش بهش خبر بدم که کی میتونم برم چون میخواستم برم مطب ببینم که چی میشه جریان کارم فرداش تا 10 موندم دیدم خبری نیس خودم زنگ زدم که تکلیفمو بدونم که مرده گفت آقای دکتر شب میادو فردا باهام قرار میزارن که منم گفتم دیگه نمیتونم بیام بعدشم از برترین ها بهم زنگ زدن گفت میتونید بیاید سر کار که بهش گفتم تو این یکماه ممکنه بعضی از هفته ها به جای ی روز بعد از مدت ها.......

ما را در سایت بعد از مدت ها.... دنبال می‌کنید

برچسب: سرکار, نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 9:35

یکشنبه زنگ زدم به پری که بیاد خونه مون هم قسمت هایی که از سریال عشق حرف حالیش نیست رو برام بیاره عاشق این سریال شدم خیلی بهم انرژی میده دیدنش کلی ذوق میکنم موقع دیدنش کلی با پری حرف زدیم از هر دری بیشترشم درمورد میلاد بود کاش هنوزم با هم بودن پری خیلی دوسش داره موقعی که میخواست بره خونه ما هم باش رفتیم بیرون تا خرید کنیم برای حموم و روشویی که قیمتش خیلی بیشتر از چیزی که انتظار داشتیم شد اما خب بعد از مدت ها.......

ما را در سایت بعد از مدت ها.... دنبال می‌کنید

برچسب: کارهای, نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 9:35

صفحه بندی